ايلياايليا، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 21 روز سن داره

ايليا خرگوش سفيد من

بدون عنوان

عزيز دل مامان سلام، مدتها بود سرم حسابي شلوغ بود و نتونستم بنويسم، تو ديگه حسابي بزرگ شدي و ماماني بهت ميگه مردبزرگ، همه تو مهد ازت راضين و دوستت دارن، رويهم رفته بچه مشكل سازي نيستي بجز شيطنتهاي گاه و بگاهت كه دردسرساز ميشه، مثلا بالا رفتنت از مبل براي خاموش كردن چراغها. اهان يه چيز مهم 2 هفته پيش موهاي نازت رو از ته زديم كلي با مزه و خوشگل شدي سرت شد يه توپ سفيد واي اولش اينقدر غصه خوردم اما بعدش حس كردم اينكار لازم بود تا موهات يك جوني بگيره، در هر صورت عشق ماماني تو هرجور باشي مامان عاشقت. ...
24 بهمن 1391

بدون عنوان

سلام عزيزم امروز ميري كه واكسن يكسال و نيمگت رو بزني و من حسابي نگرانم نتونستم مرخصي بگيرم كنارت باشم و مثل هميشه مامان انسي مهربون كنارته. اميدوارم همه چيز خوب پيش بره ماماني و خيلي اذيت نشي ميام ميبينمت. عاشقتم عزيزم ...
21 آبان 1391

دندانهاي سرسخت

عزيزكم سلام، امروز 30 مهر و من خوشحالم كه ماه آينده ماه منه، ميدوني عزيزيم هميشه تو ماه تولدم يك حس خاص دارم و اين باعث ميشه شاد و سرحال باشم، داري تو رديف بالايي آرواره هات دندون كرسي در مياري و تقريباً 4 شب و روزه كه حسابي بد اخلاق شدي. تب كردي گريه كردي   مامان رو دوست نداشتي اما اينا همه نشون ميده كه تو ديگه داري مرد ميشي اما هنوز توي حرف زدن تنبلي ميكني، عاشق باباتي و خدا نكنه يكمي دير بياد خونه كه اونوقت ساختمان روي سرت قرار ميگيره، با همه اين حرفا من و بابا عاشقتيم راستي اين ماه واكسن يكسال و نيمتم ميزني وااااااااااااااااااااااااااااو ...
30 مهر 1391

معني مختلف مامان

پسر مخمل مامان سلام، اميدوارم هميشه سرحال و شاداب باشي، تو روزبروز بزرگتر ميشي و من روزبروز بهت وابسته تر ميشم، صداي قشنگت كه منو هر چند لحظه يكبار صدا ميكني تمام مدت توي گوشمه، بعضي اوقات ناخداگاه ميخوام جواب بدم اما يكهو ميبينم تو محل كارم هستم، مامان گفتنات هزارتا معني داره كه من بايد معني هر كدومو بدونم وجواب بدم. يك مامان به معني اينكه منو ببين، يك مامان به معني اينكه ناراحتم، يك مامان يعني اينكه چيزي ميخوام ووووووو اي پسر تنبلم پس كي ميخواي بقيه كلماتم بگي.   دوستــــــــــــــــــــــــــــت دارم   ...
12 مهر 1391

مامان رفت

  عزيز دلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم ديشب يك جمله كوتاه گفت با دو كلمه مامان رفت واي من عاشقتم. اين اولين جمله زندگيت بود. مامامن قشــــــــــــــــــــــــنگم. مهربونــــــــــــــــــــــــــــــم .   ...
12 مهر 1391

مرد بزرگ

عزيزكم ايلياي ماماني سلامممممممممممممممم، ميدونم خوبي و الان توي مهد مشغول خرابكاري هستي، خدارو شكر از وقتي مهدت رو عوض كرديم آرامش داري و به لطف خاله فاطمه نازنين سرحالي، اميدوارم اونم هميشه سالم و سرحال باشه، بگذريم تو حالا يك مرد يكسال و پنج ماهه هستي و كلي كارا بلدي ميتوني هرچي دستت هست رو توي سطل زباله بندازي مثل ريش تراش بابا، اشغال آب ميوه ات، كرم دست مامان و خلاصه هرچي كه حس كني ديگه لازمش نداري، عاشق بادكنكي و ازش خسته نميشي تازه خوبم ميرقصي و با كوچكترين صداي موسيقي آماده اي كه تكون بخوري قشنگگگگگگگگگگگگم. البته جديدا داري نسبت به حمام بد اخلاق ميشي كه اونم خودت ميدوني و بابايي، با يوسفم كلا خوش ميگذروني و پسر خاله رو حسابي دوستش ...
10 مهر 1391

تغيير قالب وبلاگت

سلام مامان خوشگل من، امروز قالب وبلاگتو عوض كردم ببخشيد كه بجاي يك خرگوش سفيد يك خرگوش آبي اينجا نشسته اميدوارم حسابي خوشت بيايد، خرگوش كوچولوي مامان، اين خرگوش پاييني هم  مثل خودت حسابي داره تو گرفتن اين جوجوها سماجت ميكنه اونام نوكش ميزنن.                 ...
19 شهريور 1391

گرگان تابستان 91

سلام عزيز دل مامان، ببخشيد مدتهاست برات ننوشتم، 2 هفته سر كار نبودم و يك مقداري دسترسي به نتم سخت بود، مرد كوچك من الان دقيقا يكسال و 3 ماهه شدي، هفته پيش رفتيم گرگان پيش مامان بزرگ و بابا بزرگ خيلي خوشحال بودي و كلي از فضاي باز خونه اونها لذت بردي، اما 3 روز لب به غذا نزدي كلي باهات كلنجار رفتيم اما به جز آب و آب ميوه چيزي نميخوردي. اما ما دوست داريم و من و بابا تصميم گرفتيم زودتر بيايم كه تو صدمه نبيني، يواشكي ميگم بابا كلي غر زد كه نبايد ميومديم كه تو اذيت بشي. تو مامان و بابا رو ديگه كامل ميگي و صبحها وقتي از خواب بيدار ميشي داد ميزني مامان ايليا خيلي دوستت دارم و با هر بار مامان گفتنت تمام خستگيام در ميره. ماچ    ...
23 مرداد 1391

مهد سالار

سلام ماماني عزيز دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــم قشنگ مامان چهارشنبه 7 تير ماه تو بعد از تقريباً يكماه بيماري دوباره به مهد رفتي اما اينبار مهد سالار، مهدكودك خيلي خوبيه و من و بابايي خيلي ازش راضي هستيم تو اونجا راحتي و معمولا با صورت خندان تو بغل من مياي و اينجا بايد از خاله فاطمه مهربون تو حسابي تشكر كنم كه يك دنيا خيال منو راحت كرد. منم اميدوارم هر دو فرزند خاله فاطمه خوشبـــــــــــــــخت بشن. كوچولوي مامان ديشب وقتي رفته بوديم بيرون ديگه دلت نميخواست بشيني مثل فشفشه ميدويدي اين طرف و اونطرف خيلي دوستت دارم ماماي جان i هميشه عاشقت ميمونم..   .   ...
19 تير 1391

اين چه مدل خوابه

عزيز دلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم اين 2 تا عكس رو ازت گرفتم كه بدوني تو يكسال و 2 ماهگي كجا ميخوابيدي، عاشقتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم شاهزاده من.         ...
19 تير 1391