گرگان تابستان 91
سلام عزيز دل مامان، ببخشيد مدتهاست برات ننوشتم، 2 هفته سر كار نبودم و يك مقداري دسترسي به نتم سخت بود، مرد كوچك من الان دقيقا يكسال و 3 ماهه شدي، هفته پيش رفتيم گرگان پيش مامان بزرگ و بابا بزرگ خيلي خوشحال بودي و كلي از فضاي باز خونه اونها لذت بردي، اما 3 روز لب به غذا نزدي كلي باهات كلنجار رفتيم اما به جز آب و آب ميوه چيزي نميخوردي. اما ما دوست داريم و من و بابا تصميم گرفتيم زودتر بيايم كه تو صدمه نبيني، يواشكي ميگم بابا كلي غر زد كه نبايد ميومديم كه تو اذيت بشي. تو مامان و بابا رو ديگه كامل ميگي و صبحها وقتي از خواب بيدار ميشي داد ميزني مامان ايليا خيلي دوستت دارم و با هر بار مامان گفتنت تمام خستگيام در ميره. ماچ
![]()

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


گرگان تابستان 91
