تب بي انتها
امروز شنبه 27 خرداد، خدا ميدونه كه ما ظرف اين چند روز چه كشيديم، تبهاي سوزان تو عزيزم بدنت رو ضعيف و ضعيف تر كرد طوري كه دكتر گفت بيمارستان بستري بشي اما مامان با اشك خواهش كرد تو خونه بموني تا بتونه خودش نگهت داره، 5 شنبه حالت خيلي وخيم شد و ديگه همه دست به دامان خدا شدند، تب قطع نمي شد، خاله نرگس و خاله نسرين كلي نذر و نياز كردن و همه كلي بهم ريخته بودن، عزيز دل مامان نميدوني ما چه كشيديم، تا بالاخره جمعه وضعيت يك مقداري بهتر شد. خدا رو شاكرم بخاطر موهبت بزرگي مثل تو و اميدوارم هميشه تنت سالم باشه. راستي مامان انسي و خاله نرگس ديروز رفتن امام زاده صالح تا نذراشون رو ادا كنن. مامان گلم خاله هاي عزيزم همينجا ميخوام از همتون تشكر كنم، ...
نویسنده :
مامان مهديه
10:34





