ايلياايليا، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 21 روز سن داره

ايليا خرگوش سفيد من

مهد سوم

سلام، سلام پسر گل من اميدوارم خوب باشي راستي، عزيزم ببخشيد مدتهاست برات ننوشتم، يكمي درگير و خسته بودم، الان 31 فروردين 92 و ما دوباره به دلايل بسيار متفاوتي دنبال مهدكودك جديد براي تو ميگرديم. عزيز دل مامان، ما اصلا دلمون نميخواد كوچكترين مشكلي براي تو پيش بياد. براي همين حسابي ميگرديم. ميدوني تو يك عالمه كلمه ياد گرفتي و هميشه بلافاصله كه يك كار بد ميكني ميدوي و من رو بوس ميكني و حسابي خودت رو لوس ميكني كه ببخشمت دوستت دارم. حالا عكساي شيرازت رو ميزارم كه با سوسو (يوسف پسر خاله) گرفتي، تا همه بفهمن تو چه پسر شيطون و شيريني هستي. هر چي گفتم قشنگ بشينين عكس بندازم كه اروم نگرفتين   خلاصه بعد از كلي خواهش و تمنا اين شد ...
31 فروردين 1392

مامان خوبي؟

سلام عزيز دل مامان امروز 27 اسفند 91، سال داره تموم ميشه و تو متاسفانه 2 هفته اي سخت مريض بودي. و ريه هات دچار مشكل شده بود، الان يك مقدار بهتري مرد بزرگ مامان دوست دارم اينو هيچ وقت فراموش نكن، راستي تو چند هفته پيش اولين جمله ات رو گفتي ميدوني چي بود؟؟؟؟؟ دايي پفك داري؟ عزيـــــــــــــــــــــــــــــم و جديدً هر وقت ميخواهي سر مامان كلاه بزاري به من ميگي: مامان سلام، خوبي؟ من خوبم، با اون لحن قشنگ من برات ضعف ميكنم و ديگه نميتونم چيزي بهت بگم.     ...
27 اسفند 1391

بدون عنوان

عزيز دل مامان سلام، مدتها بود سرم حسابي شلوغ بود و نتونستم بنويسم، تو ديگه حسابي بزرگ شدي و ماماني بهت ميگه مردبزرگ، همه تو مهد ازت راضين و دوستت دارن، رويهم رفته بچه مشكل سازي نيستي بجز شيطنتهاي گاه و بگاهت كه دردسرساز ميشه، مثلا بالا رفتنت از مبل براي خاموش كردن چراغها. اهان يه چيز مهم 2 هفته پيش موهاي نازت رو از ته زديم كلي با مزه و خوشگل شدي سرت شد يه توپ سفيد واي اولش اينقدر غصه خوردم اما بعدش حس كردم اينكار لازم بود تا موهات يك جوني بگيره، در هر صورت عشق ماماني تو هرجور باشي مامان عاشقت. ...
24 بهمن 1391

بدون عنوان

سلام عزيزم امروز ميري كه واكسن يكسال و نيمگت رو بزني و من حسابي نگرانم نتونستم مرخصي بگيرم كنارت باشم و مثل هميشه مامان انسي مهربون كنارته. اميدوارم همه چيز خوب پيش بره ماماني و خيلي اذيت نشي ميام ميبينمت. عاشقتم عزيزم ...
21 آبان 1391

دندانهاي سرسخت

عزيزكم سلام، امروز 30 مهر و من خوشحالم كه ماه آينده ماه منه، ميدوني عزيزيم هميشه تو ماه تولدم يك حس خاص دارم و اين باعث ميشه شاد و سرحال باشم، داري تو رديف بالايي آرواره هات دندون كرسي در مياري و تقريباً 4 شب و روزه كه حسابي بد اخلاق شدي. تب كردي گريه كردي   مامان رو دوست نداشتي اما اينا همه نشون ميده كه تو ديگه داري مرد ميشي اما هنوز توي حرف زدن تنبلي ميكني، عاشق باباتي و خدا نكنه يكمي دير بياد خونه كه اونوقت ساختمان روي سرت قرار ميگيره، با همه اين حرفا من و بابا عاشقتيم راستي اين ماه واكسن يكسال و نيمتم ميزني وااااااااااااااااااااااااااااو ...
30 مهر 1391

معني مختلف مامان

پسر مخمل مامان سلام، اميدوارم هميشه سرحال و شاداب باشي، تو روزبروز بزرگتر ميشي و من روزبروز بهت وابسته تر ميشم، صداي قشنگت كه منو هر چند لحظه يكبار صدا ميكني تمام مدت توي گوشمه، بعضي اوقات ناخداگاه ميخوام جواب بدم اما يكهو ميبينم تو محل كارم هستم، مامان گفتنات هزارتا معني داره كه من بايد معني هر كدومو بدونم وجواب بدم. يك مامان به معني اينكه منو ببين، يك مامان به معني اينكه ناراحتم، يك مامان يعني اينكه چيزي ميخوام ووووووو اي پسر تنبلم پس كي ميخواي بقيه كلماتم بگي.   دوستــــــــــــــــــــــــــــت دارم   ...
12 مهر 1391